امروزه در برخی از کشورهای جهان، تلاش‏هایی قابل توجه در زمینه آموزش هنر صورت گرفته است.درحالی‏که این موضوع در بسیاری از کشورهای جهان نیز به شکلی کاملا محسوس به دست فراموشی سپرده شده است.

درواقع هنر به توجهی جدی نیاز دارد،اما از آن‏جا که هنر نتیجه‏ای عینی و آشکار مانند آموزش‏ خواندن و نوشتن یا جمع و تفریق کردن را ندارد، جامعه سودگرای معاصر،اغلب هنر را را فراموش‏ می‏کند!اما هنر برای ما و به‏ویژه کودکان و نوجوانان اهمیت بسیار دارد،زیرا بسیاری از نمودهای عالی روح و خرد آدمی در این حوزه‏ جای دارند.کودکانی که از آموزش درست هنر محرومند،دنیای بزرگ و زیبایی را از دست داده‏ اند.آن‏ها درواقع روش خارق‏العاده را برای درک‏ خود و جهان پیرامونشان از کف داده‏اند.ما به‏ دلایل متعدد،باید هنر را به کودکان و نوجوانان‏ آموزش دهیم.چرا که هنر جنبه زیبایی شناختی‏ روح و ذهن آدمی را آشکار می‏سازد.هنر چشم‏ها و گوش‏های جوانان را برای درک و ارزیابی‏

جهان پیرامونش آموزش می‏دهد.هنر آرزو و اشتیاق کودکان و نوجوانان را برای گذر از امور عادی،شنیدن و دیدن آنچه قبلا نشنیده و ندیده‏اند،برآورده می‏سازد.

فعالیت‏های هنری،خلاقیت را پرورش‏ می‏دهند.این فعالیت‏ها به کودکان یاری‏ می‏رسانند تا خودشان را بیان کنند.دانش‏آموزان‏ از طریق فعالیت‏های هنری،تخیل،حل‏ مشکلات،تفکر مستقل و تصمیم‏گیری را تجربه‏ می‏کنند.آن‏ها احساس غرور و افتخار می‏کنند. دروس هنری ممکن است به پیشرفت تحصیلی‏ و موفقیت در دانشگاه نیز یاری رساند.درست‏ همانند برخی از دانش‏آموزان که در ریاضیات یا زبان انگلیسی ممتاز هستند،برخی دیگر نیز در هنر استعداد بیشتری دارند.بنابراین ما مطمئنا به‏ مدارسی نیاز داریم که در آن‏جا این استعدادها را نیز پرورش دهند.تجربه‏های هنری، دانش‏آموزان را به گذشته پیوند می‏دهند.به این‏ معنی که هنر به آنان نکاتی را پیرامون سنن و فرهنگ‏هایی که به جامعهء ما شکل داده‏اند، می‏آموزد تا میراث فرهنگی کشورمان و سایر کشورها را بشناسد و به آن‏ها ارج‏ها بگذرانند. هنگامی‏که به دانش‏آموزان شاهکاری هنری را معرفی می‏کنیم،درواقع به آنان می‏آموزیم که‏ میان«عالی»و«معمولی»و نیز«متعالی»و«مبتذل» تمایز قائل شوند.ما با آموزش هنر به آنان،بذر عشق به زیبایی را در دلشان می‏افشانیم.با توجه‏ معلمان در مدرسه،این استعداد در سال‏های پس‏ از دورهء ابتدایی باور می‏شود.

با در نظر گرفتن این دلایل،هنرهای زیبا باید بخشی از ساختار برنامه درسی یک نظام آموزشی‏ درست و جامع باشد،نه ساختمانی فرعی و اتفاقی که در حاشیه قرار داده شده است.درس‏ هنر باید به اندازهء دروسی همچون ریاضی،زبان‏ خارجه،علوم اجتماعی و علوم اهمیت داشته‏ باشد که متأسفانه در مدارس ما کمتر بدان توجه‏ می‏شود و در بسیاری از موارد دروس دیگر را جایگزین«درس هنر»می‏کنند تا بدین وسیله‏ کمبود ساعات آن دروس را جبران کنند!

یکی از راه‏هایی که سبب می‏شود،کودکان و نوجوانان هنرهای زیبا را درک کنند و از آن لذت‏ ببرند،«کار عملی»است.حداقل نیمی از آموزش‏ هنر باید به فعالیت‏های عملی،خلق و اجرا اختصاص یابد.مانند نقاشی،طراحی،مجسمه‏سازی‏ و غیره.

تمرین عملی،روشی برای درک است.از این‏ راه است که کودکان می‏آموزند که چگونه خودشان‏ را بیان می‏کنند.به قول روحانی بزرگ،هنری‏ وارد بیچر1:«هر هنرمند قلم مویش را در روح خود فرو می‏برد،طبیعت و سرشت خودش را به‏ تصویر می‏کشد».این‏که بتوان افکار و احساسات‏ خود را از طریق یک بوم نقاشی،چرخ سفالگری‏ یا شستی‏های پیانو به دیگران انتقال داد،نکته‏ای‏ کم‏اهمیت نیست!دانش‏آموزان در مدارس‏ خوب،می‏توانند شانس خود را در این موارد امتحان کنند.

دانش آموزان از طریق فعالیت‏های‏ هنری،تخیل،حل مشکلات،تفکر مستقل و تصمیم‏گیری را تجربه‏ می‏کنند

ما به دلایل متعدد باید هنر را به‏ کودکان و نوجوانان آموزش دهیم، زیرا هنر جنبه زیبایی شناختی روح‏ و ذهن آدمی را آشکار می‏سازد