هنر وخلاقیت
هنر کلید فهم زندگیست.
گروه طراحی قالب من
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
نرگس محمودخواه

در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای می سازم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده ی عشق آفریننده ی ماست مهربانیست که ما را به نکویی دانایی زیبایی و به خود می خواند

نويسندگان

یک آدم خلاق با استفاده از میوه ها و سبزیجات مختلف شکل های جالبی درست کرده.

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

خلاقیت با میوه و سبزیجات جالب

 

 
  
  
  
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

  
  
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

  
  
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

  
  
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

  
  
 
 
 
 

 
 
 

 
 
 

 
 
 

  
  
 
  
 

 

 


بازگشت



موضوع مطلب : خلاقیت

در هر نقاشی چند چهره مشاهده می کنید؟!

نقاشی جالب

نقاشی جالب

 

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب

نقاشی جالب



موضوع مطلب : خلاقیت

 

نو آوری جزء استعدادهایی است که می توان گفت تنها عده کمی از افراد به درستی و به میزان کافی از آن استفاده می کنند.آیا تا کنون برایتان اتفاق افتاده که حس خلاقیت و نوآوری دیگران شما را به حیرت وا دارد؟ حدس بزنید، شما هم دارای همان نیرو هستید! همه انسان با قدرت خلاقیت متولد می شوند. جعبه مداد شمعی در کودکستان، تنها محدود به کودکانی نمی شود که دارای استعدادهای بالفعل هستند بلکه باید اذعان داشت که همه افراد دارای استعدادهای بالفعل هستند.

آیا به یاد می آورید که چقدر طول کشید که دوچرخه سواری و یا رانندگی را فرا بگیرد؟ پیش از اینکه بتوانید مهارتی را بیاموزید، چند بار مرتکب اشتباه می شوید؟ این امر در مورد نوآوری نیز صدق می کند. ایجاد خلاقیت و نوآوری مستلزم تمرین و ممارست و صبر و حوصله می باشد. این مقاله قصد دارد تا به شما کمک کند که خیلی سریع نوآوری و خلاقیت را وارد زندگی خود کنید.

۱- دنبال اهداف شخصیتان بروید

اگر از افراد نامتعارف تقاضای کمک کنید، فقط خودتان را هر چه بیشتر از مسیر اصلی دور می کنید. اگر یک ایده ناب را در ذهن می پرورانید، هیچ لزومی ندارد که حتماً آنرا با دیگران نیز در میان بگذارید. این امکان وجود دارد که آنها از درک عمیق تفکر شما ناتوان باشند و به همین دلیل پشت شما را خالی کرده و موجب تضعیف روحیه تان گردند. اگر تمام نوابغ می خواستند به حرف های اطرافیانشان گوش بدهند، الان ما باید در قرون وسطی زندگی می کردیم.

۲- برای گسترش تفکرات خلاقانه، وقت صرف کنید

هر چقدر بر روی این مطلب تاکید کنم، باز هم کافی نیست. البته منظور من این نیست که یک روز کامل کاری را به این امر اختصاص دهید؛ بسیاری از افراد هستند که این امر را در کنار مشغله های کاری فراوان انجام میدهند، پس مطمئن باشید که شما نیز از عهده آن بر می آیید.

۳- خود را سرگرم نرمش کنید

پیاده روی کنید. مسیری به طول یک کیلومتر را بدوید. اندروفین را به داخل رگ های خود بفرستید. نرمش و ورزش موجب پاکسازی ذهن، و ایجاد آرامش در آن می شوند. این کار به ذهن شما کمک می کند که در مقابل افکار خلاق از خود آمادگی بیشتری نشان دهد.

۴- خواب هایتان را ثبت کنید

شاید خواب هایی ببیند که قسمت هوشیار ذهنتان هیچ گاه به آنها فکر نکرده باشد. این رویاها نمایانگر قدرت خلاقیت شما هستند. سعی کنید خواب هایتان را یادداشت کنید چرا که ممکن است مرز شروع نوآوری ها از همین نقطه آغاز شود.

۵- به روش شخصی خود عمل کنید

“ون گوک” با نقاشی هایش معروف شد، قدرت “همینگ وی” در انتخاب واژگان بی نظیر است. شما هم باید شیوه مخصوص به خودتان را بیابید. مردم برای چیزهایی که بی همتا، خالص و سودمند هستند، ارزش بسیار زیادی قائل بوده و از آنها قدردانی میکنند.

۶- خودتان را به ابزار و وسایل درجه یک محدود نکنید

برای اینکه در هنر نقاشی، یک شاهکار بوجود بیاورید، حتماً لازم نیست که از بهترین قلمو و رنگ استفاده کنید. برای نوشتن پرفروش ترین کتاب، هیچ نیازی به بهترین قلم ها و گرانترین کاغذ ها نیست.

بد نیست بدانید که “جی کی رولینگ” اولین جلد از کتاب های هری پاتر را بر روی تکه های دستمال کاغذی نوشت. اگر شما عکاسی بلد نباشید، بهترین دوربین را که هم در اختیار شما قرار دهند، باز هم نمی توانید عکس های زیبایی بگیرید. اگر نوشتن بلد نباشید حتی اگر آخرین مدل لپ تاپ را هم در اختیارتان قرار بدهند، باز هم قادر نخواهید بود چیزی بنویسید. یک فرد هنرمند سعی می کند از حواشی دور شده و بیشتر بر روی اصل کار تمرکز کند.

۷- با علاقه کار کنید

چه چیز سبب می شود تا شما صبح ها از تخت خواب بیرون بپرید. چه چیز شعله ها را همچنان سوزان نگه می دارد؟ کاری را که بیش از همه ترجیح می دهید انجام دهید، چیست؟

گاهی اوقات افراد که سرشار از اشتیاق و آرزو هستند به راحتی می توانند جای افرادی که دارای استعداد های ذاتی هستند را بگیرند. “الن دی جنرس” در سخنانش به این نکته اشاره کرده است که اگر شما تمایلی به انجام کاری که می کنید، ندارید پس لزومی ندارد که به انجام آن ادامه دهید. گاهی اوقات چیزی را از اعماق وجود خود میخواهید و هیچ چیز نمی تواند جلوی شما را بگیرد. شور و اشتیاق سبب می شود شما بتوانید راه خود را ادامه دهید.

نگران الهام و کمک نباشید. گاهی اوقات کمک های بیرونی زمانی به برخی از افراد میرسد که کمترین انتظار دریافت کردن آنها را هم ندارند. برای چنین لحظه هایی خودتان را از پیش آماده کنید. ممکن است زمانیکه در مترو نشستید یکی از آن افکار ناب به ذهنتان خطور کند و ممکن است در آن لحظه هیچ گونه برگه یادداشتی نداشته باشید که آنرا یادداشت نماید و جهان را به واسطه آن تغییر دهید. سعی کنید تا جایی که می توانید از بروز یک چنین فجایعی جلوگیری نمایید. یک قلم و کاغذ در جیب خود داشته باشید که هر وقت اراده کردید در دسترستان باشد.

امیدروارم این مقاله به شما کمک کرده باشد تا بتوانید از خلاقیت و نوآوری بیشتری در زندگی خود بهره بگیرید. فقط در آخر می توانم بگویم که شما تمام این امور را برای ایجاد رضایت شخصی انجام می دهید نه به دلیل جلب رضایت دیگران. شروع کنید؛ هر یک از این نکات را در زندگی خود استفاده کنید تا ببینید که وجود نوآوری در زندگی چه تغییرات شگرفی را ایجاد مینماید .



موضوع مطلب : خلاقیت
  • به نظر شما با خرده های کاغذ چه کاری میتوان انجام داد. بسیاری به این سوال پاسخ «هیچ»
    خواهند داد. اما واقعیت امر این است که اگر مقداری ذوق و حوصله به این خوردههای
    کاغذ رنگی اضافه کنیم، میتوانیم تابلوهای بسیار زیبا و شگفتانگیز خلق کنیم. آنچه در
    تصاویر مشاهده میکنید، گوشهای از هنر کار با خردههای کاغذ رنگی است. شاید این نام
    برای بسیاری از ما ناآشنا باشد، ولی باید بدانید که این هنر پیشینهای قدیمی دارد و
    ریشه آن به قرن هجده میلادی و زمان انقلاب فرانسه بازمیگردد.

    این هنر تا حدود زیادی بر تکه های مساوی کاغذ رنگی که به صورت نوار درآمدهاند و سپس پیچیدن آنها
    دور خود و مهارت هنرمند در استفاده از این نوارهای پیچیده برای ساخت تابلوهای هنری
    و چسباندن آنها با چسب بازمیگردد.

  •  
 
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
 
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
 
 


موضوع مطلب : خلاقیت

سخن بزرگان درباره هنر(به ترتیب الفبا)
هنر

آ:
• آن چه می خواهم بگویم این است که اصولاً زندگی بسیار بیشتر از هنر تقلید می کند تا هنر از زندگی.
o اسکار وایلد
• «آن‌جاکه تشریف و هنر نبوند جفت یکدگر// ویران شود آن بوم و بر، دشمن

 بر آن کشور زند»
o ادیب پیشاوری
• «آن‌جاکه طبیعت توقف می‌کند، هنر آغاز می‌شود.»
o ویل دورانت
• «آنچه هنگام مردن بر اندوه می‌افزاید بی‌هنری فرزند و کارهای بیهوده و ناپسند اوست و هرآنچه از غم می‌کاهد، هنرمندی و اندوخته‌داشتن کردار نیک و پسندیده‌اش می‌باشد.»
o ناشناس
• «آن‌که عیب‌ از هنر نداند باز// زو، هنرمند کی پذیرد ساز»
o نظامی
• «آه از آن روز که بی‌کسب هنر شام شود

وای از آن شام که بی‌مطرب و ساغر گذرد»
o ایرج‌میرزا
الف:
• «اختلاف رأی در باره خوبی یا بدی یک اثر هنری، نشان می‌دهد که آن اثر پرمعنی و جاندار است.»
o اسکار وایلد
• «ارزش هنرمند را باید هنرشناس معین کند نه مردم کوچه و بازار، به‌تعریف این و آن غره نشوید و خود را هنرمند نشمارید، بگذارید مقام و شخصیت شما بی‌آنکه به دیگران تحمیل گردد، شناخته شود.»
o امیل زولا

• «از مردم بداصل نخیزد هنر نیک// کافور نخیزد ز درختان سپیدار»
o منوچهری دامغانی
• «از هنر خویش گشا سینه را// مایه مـکن نسبت دیرینـه را»
o امیر خسرو دهلوی
• «اگر خواهی هنر را سخت‌بازو// زر بی‌سنگ باید در ترازو»
o وحشی بافقی
• «اگر فیلمی موفقیت‌آمیز باشد، می‌گویند کاسبی است؛ اگر ناموفق باشد، هنر خوانده می‌شود.»
o کارلو پونتی
• «اگر مردم می‌دانستند برای احراز مقام استادی چه رنج‌ها برده‌ام و چه روزها و چه شب‌ها جان کنده‌ام هرگز از دیدن شگفی‌های هنری‌ام متعجب نمی‌شدند.»
o میکل آنژ
• «اگر هنر داری بیاور وگرنه هنرنمائی مکن که رسوائی به‌بار خواهی آورد.»
o گوته
• «انسان وقتی هنرمند شد قلب او بقدر کافی وحشی است، چه ضرری دارد اگر لباس خوب بپوشد و خود را به‌صورت شخص عاقل در بیاورد.»
o توماس مان
• این شکم بی‌‌هنر پیچ پیچ//صبر ندارد که بسازد به‌هیـچ»
o سعدی
• «این‌که انسان بتواند چیزهایی را که سبب آزار دیگران است در خود از بین ببرد هنر است.»
o گوگول
ب:
• با اثر هنری چنان رفتار کنید که با شهریاران رفتار می کنید .بگذارید نخست او با شما آغاز سخن کند.
o منسوب به آرتور شوپنهاور
• «بالاترین مزد هنرمند لذتی است که از توفیق خود می‌برد.»
o آگوست ردن
• «برتر ز خوی‌ها خرد است و هنر// مردم بی این دوچیز نیاید به کار»
o فرخی سیستانی
• «بس کسا کاندر گهر و اندر هنر دعوی کند// همچو خر در یخ بماند چون گَهِ برهان بود»
o فرخی سیستانی
• «بهترین نوع حکومت برای یک هنرمند، فقدان حکومت است.»
o اسکار وایلد
• «به چشم علت تو هرچه هست معیوب است// درست و راست نگر تا همه هنر یابی»
o کمال‌الدین اسماعیل
• «به‌همان شدتی که بقال به‌کاسبی ذوق دارد، هنرمند از معامله بی‌زار است.»
o بالزاک
• بد نیست به یاد داشته باشیم که برای مردم نام بردن ده هنرمند هر قرن آسان تر است از ده سیاستمدار آن است.
o جان هیت استابز
پ:
• «پشت هنر آن روز شکستست درست// کین بی‌هنران پشت به‌بالش دادند»
o جوینی
ت:
• «تا در کسب دانش و هنر هم‌چشمی و رقابت نورزید، بزرگ و باارزش نمی‌شوید.»
o ناشناس
• «تاریخ یک ملت مانند گلزاری است که مردمان هنرمند و حساس، گل‌های زیبای آن می‌باشند.»
o گوستاو لوبن
• «تا سفرهای تو دیدند و هنرهای تو خلق// برنهادند از تعجب قصه شاهان به طاق»
o منوچهری دامغانی
• «تجربه نشان داده‌است افرادی که دارای نبوغ هنری فوق‌العاده بوده‌اند در ریاضیات استعداد نداشته‌اند؛ هیچکس نمی‌تواند در هر دو رشته ممتاز گردد.»
o آرتور شوپنهاور
• «تشخیص دادن عیوب خیلی بهتر از دیدن هنرها است.»
o دیل کارنگی
• «تکامل باید هدف اولیه همه هنرمندان حقیقی باشد.»
o بتهوفن
• «تمام هنرها برادر یک‌دیگرند، هریک از هنرها بر هنرهای دیگر روشنائی می‌افکند.»
o ولتر
• «تنها کسی که هنر دارد و کاری از او ساخته‌است می‌تواند به‌فردای خویش اطمینان کند.»
o سعید نفیسی
• «تو نیکی از آن شهر و کشور مجوی// که دارد در آن بی‌هنر آبروی»
o ادیب پیشاوری

چ:
• «چو هنر سوز تو گه دود برآرد ز جهان // که بسوزی تو و دود از تو نخیزد، هنر است»
o محتشم کاشانی
• «چون غرض آمد هنر پوشیده شد// صد حجاب از دل به سوی دیده شد»
o مولوی
خ:
• «خدایا، هنر چه‌قدر فرازمند، عمر چه کوتاه!»
o یوهان ولفگانگ گوته
• «خواجه‌ای گفت که جز غم چه هنر دارد عشق// گفتم ای خواجهٔ غافل، هنری خوش‌تر از این»
o حافظ
د:
• «دانشمندان، علما و بزرگان هرکدام نردبانی برای ترقی دارند، لیکن شاعران و هنرمندان این مدارج را پروازکنان می‌پیمایند.»
o ویکتور هوگو
• «دانش و هنر از هر اقلیمی برخیزد و متعلق به هر قومی که باشد، از آن همهٔ جهانیان است.»
o پوشکین
• «در این دنیای پست و درمانده که کوچکترین شور و اشتیاق مواجه با حرمان می‌شود یگانه روزنهٔ گریز، هنر است و بس.»
o برنو والتر
• «در این دیار بسی شاعران باهنرند// که نور فکرت ایشان دهد به کان گوهر»
o ظهیرالدین فاریابی
• «درخت هنر هم‌چو شاخ گوزن// فرومانده بی‌برگ و نشو و نما»
o کمال‌الدین اسماعیل
• «در ترویج دانش و هنر اهتمام نمائید تا مردم صاحب استعداد ضایع نشوند.»
o ناشناس
• «درهنر کوش که زر چیزی نیست// گنج زر پیش هنر چیزی نیست»
o عبدالرحمن جامی
• «در هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و ترقی است.»
o بتهون
ز:
• «زیبائی دنیا بسته به‌هنرهای زیبا است؛ هنر، مایه غرور و وسیله تسلیت و تشفی خاطر است.»
o آناتول فرانس
• «ز دشمن کی حذر جوید هنرجوی// ز دریا کی بپرهیزد گهرجوی»
o فخرالدین اسعد گرگانی
• «زیب اتراک جهان فخر هنرمندان عصر // آن که چرخ بی‌هنر با بخت او پرخاش کرد»
o محتشم کاشانی
• زندگی زیباست اما شکل ندارد.کار هنر شکل دادن به زندگی است.
o ژان آنوی
• زندگی کوتاه است و هنر طولانی.
o بقراط
س:
• «سادگی، صداقت و عدم تصنع در هر اثر هنری بزرگترین اصول زیبائی است.»
o الکساندر بلوک
• «سنت در هنر به‌منزله کتاب الفبا است، اما جز این ارزشی ندارد.»
o انوره دو بالزاک
ش:
• «شاد ماندن به‌هنگام گیر و دار یک کار ملال‌آور و بیش از اندازه پرمسؤلیت، هنر کوچکی نیست.»
o فریدریش نیچه
• «شاعری والاترین هنرهاست»
o امانوئل کانت
• «شتران مست شدستند، ببین رقص جمل// ز اشتر مست که جوید ادب و علم و هنر»
o مولوی
• « شرف به فضل و هنر باشد و ترا همه هست// بدین نعیم مزور چرا همی نازی// ز چیست کاهل هنر را نمی‌کنی تمییز// تو نیز هم به هنر در زمانه ممتازی»
o ظهیرالدین فاریابی
• «شرف و قیمت و قدر تو به فضل و هنر است// نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان»
o فرخی سیستانی
ع:
• «عمر، کم، فصل ادب بسیار است// کسب آن کن که تو را ناچار است»
o عبدالرحمن جامی
غ:
• «غالب اشخاص هنر را حس می‌کنند بعضی‌ها می‌فهمند، ولی عده‌ای بسیار کم، هم حس می‌کنند و هم می‌فهمند.»
o هولارد
• «غافل منشین، نه وقت ِ بازیست// وقت هنر است و سرفرازیست»
o نظامی
ف:
• «فضل و هنر ضایع است تا ننمایند// عود بر آتش نهند و مشک بسایند»
o سعدی
• «فقط عقیده مرد هنرمند قابل توجه‌است، حتی در مورد روش و اخلاق.»
o اسکار وایلد
ق:
• «قدر اهل هنر کسی داند// که هنرنامه‌ها بسی خواند»
o نظامی
ک:
• «کژدم از راه آن ‌که بدگهر است// ماندنش عیب و کشتنش هنر است»
o نظامی
• «کسب هنر بر همه‌کس از غنی و فقیر لازم است، چه بسا فقیران نیازمند که از راه هنرمندی به‌مقام ثروت و بی‌نیازی رسیده‌اند و چه بسا فرزندان اغنیا که به‌ثروت مغرور و از صناعات و آداب محروم گشته و به‌روزگار مذلت و درویشی افتاده و مورد زحمت دوستان و محل شماتت دشمنان شده‌اند.»
o اخلاق ناصری
• «کسی‌که هنگام ظاهر شدن در صحنه، ما را وادار کند که فراموش کنیم او یک هنرپیشه است، بهترین هنرمند است.»
o شارل ویلدراک
م:
• «ما آموختیم تا هم‌چون پرندگان در آسمان بال بگشائیم و پهنه اقیانوس را چون ماهیان درنوردیم، اما هنر سادهٔ زندگی برادرانه را یاد نگرفتیم.»
o مارتین لوتر کینگ جونیور
• «ما نسل بدبختی هستیم، به‌همین جهت از بی‌چارگی ناچاریم به‌کمک دروغ‌هائی هنر خود را از واقعیت‌های زندگی دور نگه‌داریم.»
o ژرژ ساند
• «مرد آزاده، پروردن هنرهای عالی را اساس مصاحبت با دوستان خود قرار می‌دهد و به‌وسیله مصاحبت با دوستان خود، فضایل اخلاقی را در نفس خویش به‌کمال می‌رساند.»
o کنفوسیوس
• «مسکنت در کوی هنرمندان و رنجبران راه ندارد و شادمانی در خانه‌ای است که مهربانی در آن‌جا حکومت می‌کند.»
o شکسپیر
• «من می‌توانم ادعا کنم که در هنر ِ تحمل ِ بار ِ مقدرات، اعم از شادی و تعب، آنقدر مسلط شده‌ام که مصائب در نهاد من وجد و نشاطی ایجاد می‌کند که قرین سعادت است.»
o هلن کلر
• «موسیقی لذت بخش ترین هنرها است ولی چیزی به ما نمی آموزد، اما آن چه که به فکر و روح آدمی غذا می دهد و آموزنده است، شعر و شاعری است.»
o امانوئل کانت
• من همواره به هنرمندی که قبل از مردن به موفقیت دست می یابد سوظن دارم.
o جان ماری گیبون
ن:
• «نمی‌دانم چه سری بین هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ‌کدام به‌دنیا روی خوش نشان نمی‌دهند.»
o بتهوفن
و:
• «والاترین هنر در جهان آنست که مرید باشی. این موهبت با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. مریدی یگانه‌است و همتایی ندارد. در هر پیوند دیگری، چیزی شبیه آن نخواهی یافت، نه چیزی مثل آن نمی‌تواند وجود داشته باشد.»
o اوشو
• «وقتی از میکل آنژ سؤال شد، چرا تا به‌حال ازدواج نکرده‌ای؟ بدون تأمل جواب داد: من با هنر خود ازدواج کرده‌ام و آثاری که از خود به‌جای می‌گذارم در حکم فرزندان من هستند…»
o ناشناس
• «ولیکن پا به‌ دانش نه در این راه// که علم آمد فراوان، عمر، کوتاه»
o عبدالرحمن جامی
هـ:
• هنر چاشنی زندگی است.
o محمود حسابی
• هیج هنرمند بزرگی چیزها را چنان که واقعاً هستند نمی بیند.اگر چنین می دید دیگر هنرمند نبود.
o اسکار وایلد
• هربار که چهره ای می کشم دوستی را از دست می دهم.
o جان سینگر سارجنت
• «هدف هنر امروز، زندگی است نه زیبائی.»
o ویکتور هوگو
• «هرکسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است// گل بی‌خار جهان، مردم صاحب‌هنرند»
o سعدی
• «همیشه بوده هنر کودک، اصفهان مادر// اگر نبود صفاهان نبود فضل و هنر»
o وحید دستگردی
• «هنر از احتیاج زاده می‌شود و از ثروت می‌میرد.»
o ناشناس
• «هنر برتر از پول است»
o ضرب‌المثل آلمانی
• «هنر برتر از گوهر آمد پدید»
• «هنر بهتر آن‌کو بود گوهری // چو رخشانی زهره و مشتری»
o ادیب پیشاوری
• «هنر بهتر از گوهر نابکار// که گیرد تو را مرد داننده خوار»
o فردوسی
• «هنر بهتر از گوهر نامدار»
o فردوسی
• «هنر بهتر از ملک و مال پدر»
o ضرب‌المثل فارسی
• «هنرپیشه باید هنر خود را آشکار و خود را پنهان کند، این است هدف هنر.»
o اسکار وایلد
• «هنر تلخی‌های زندگی را افزون می‌سازد و این تلخی‌ها، زندگی را شیرین می‌کند.»
o شوپن
• «هنر خوب است اگر احساسات خوب را ترویج کند، احساسات هنگامی خوب است که شعور ِ ممیز ِ نیک و بد به خوبی آنها حکم دهد و این شعور در میان مردم یک عصر مشترک است، هنر جهانی یک محک درونی دارد که پا برجا و بی‌خطاست و آنهم وجدان پاک نام دارد.»
o لئو تولستوی
• «هنر در دسترس همگان قرار ندارد اما رقص و موسیقی برای همگان هست.»
o ریکاردا هوخ
• «هنر در طبیعت نهفته‌است و متعلق به‌کسی است که آن را از طبیعت استخراج کند.»
o دورر
• «هنر، دشمنی دارد به‌نام جهالت.»
o بن جانسن
• «هنر دیدنی‌ها را بازگو نمی‌کند، بلکه آنچه را که دیدنی نیست، قابل دیدن می‌کند.»
o پل کلی
• «هنر را نمی‌توان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را میتوان سفارش داد.»
o برتولت برشت
• «هنر زیور بشر است و بشر زیور کیهان.»
o ناصرخسرو
• «هنر قدرت و توانائی نیست، بلکه تسلی خاطر است.»
o توماس مان
• «هنر کلید فهم زندگی است.»
o اسکار وایلد
• «هنر محصول تحریک احساسات، و هدف آن نیز انتقال احوال نفسانی و عواطف انسانی است.»
o لئو تولستوی
• «هنر ِ من باید برای سعادت بی‌چاره‌گان اختصاص یابد.»
o بتهوفن
• «هنرمند عاشق طبیعت است و به‌همین جهت، هم برده و هم ارباب آن است.»
o رابیندرانات تاگور
• «هنرمند متعلق به‌آثارش می‌باشد و آثارش متعلق به‌دیگران.»
o برگسون
• «هنرمند هرجا بود سرفراز// کجا باهنر شد اسیر نیاز»
o فردوسی
• «هنر، نان نمی‌شود ولی شراب زندگی است.»
o ژان پل
• «هنر نوعی رستگاری است، ما را از خواستن ، یعنی درد و رنج آزادی می‌بخشد، تصاویر زندگانی را دلربا می‌کند.»
o آرتور شوپنهاور
• «هنر و دانش، برگزیده‌ترین و بزرگوارترین انسان‌ها را به‌هم مربوط می‌سازد.»
o بتهوفن
• «هنرور باید برای عده‌ای بی‌شمار مفید باشد نه برای عده‌ای معدود.»
o گدئون تاله مان دِ روو
• «هنر هرکجا افکند سایه‌ای// چو ظل همایش دهد پایه‌ای»
o فردوسی
• «هیچ پدیده‌ای تحت تأثیر ِ سنت‌گرایی، به‌اندازه قلمرو هنر آسیب ‌پذیرد نیست.»
o لئو تولستوی
• «هیچ گنجی به‌از هنر نیست و هیچ هنری بزرگوارتر از دانش نیست و هیچ پیرایه‌ای بهتر از شرم نیست و هیچ دشمنی بدتر از خوی بد نیست.»
o سقراط
ی:
• «یک هنردوست ممکن است هنرمند نشود، ولی یک هنرمند محققأ باید هنردوست باشد.»
o بنیامین دیسرائیلی
• «یک هنرمند بزرگ، چیزها را همان‌طور که هستند نمی‌بیند، اگر می‌دید هنرمند نبود.»
o اسکار وایلد
• «یکی از والاترین اهداف هنر موسیقی نشر مذهب و ترغیب ارواح جاودان است.»
o کارل فیلیپ امانوئل باخ



موضوع مطلب : خلاقیت
 
برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده: قرمز: خوش...

 

قرمز: خوش قلب اما خودپرست

 این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.

دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

 

صورتی: مورد علاقه دیگران

دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.

 

آبی: نظم، پشتکار، تنهایی

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.

کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.

 

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

 

قهوه ای: قابل اعتماد

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

 

خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

 

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.

نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

 

سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.

دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

 

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

 

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است. 



موضوع مطلب : خلاقیت
 "هنر" پیرامون ما را احاطه کرده است. این موضوع تنها در نقاشی و یا موسیقی خلاصه نمی‌شود، بلکه سایر رسانه‌های هنری را نیز شامل است. معماری یا درست کردن مدلی با گِل رُس هم از هنر سرچشمه می‌گیرد.
در واقع هنر با اشکال و فرم‌های گوناگون ما را محاصره کرده است. اگر کمی وقت بگذاریم و به دور و بر خود نگاهی بیاندازیم، شاهد انواع مختلف شیوه‌ها و شگردهای هنری خواهیم بود.
به درختی که در نزدیکیمان است به دقت نگاه کنیم. آنچنان صاف، مستقیم و استوار و یا دارای بدنه‌ای قهوه‌ای رنگ نیست. درخت دارای بافت و سایه روشن‌هایی از رنگهاست. از همه مهمتر، در آفرینش هنرها در طبیعت هیچ دو شیئی را همانند هم نمی‌بینیم. به راستی راز گوناگونی هنرهای طبیعی در چیست؟
چگونه می‌توان به عالم هنر وارد شد و به تقلید از جهان آفرینش دست به خلقت زد؟ چگونه ممکن است هنرمندی پا به عرصه حیات بگذارد و از هیچ، یک اثر هنری خلق کند؟
در این متن، که نمی‌توان محتوای آن را به گروه سنی خاصی محدود کرد، سعی می‌کنم نحوه‌ی ساده‌ی ورود به جهان زیبای هنر را محک زده و با توصیه‌هایی نه چندان پیچیده، بدون ترس و واهمه و با جسارتی تمام وارد عالم هنر شویم.
 
گام اول: دفتر و مدادی برای طراحی تهیه کنید
سه پایه و بوم و رنگ بخرید. حتی کوچکترین امکان برای نقاشی می‌تواند شروع خوبی برای تمرین و تجربه کردن باشد. مثل مداد و دفتر.
 
گام دوم: کتابی در خصوص آموزش طراحی تهیه کنید
کتابی بخرید که برای شما دارای زبانی ساده، قابل فهم، جالب و شیرین است. بهتر است آموزش مرحله به مرحله‌ی اصول طراحی از ویژگیهای کتاب باشد. سعی نکنید با عجله هر مرحله را تمام کنید. آموزش باید در ذهن و وجود شما به عنوان یک مهارت جابگیرد و به قول معلمان دوران کودکی، ملکه ذهنتان شود.
گام سوم: هرآنچه می‌بینید بکشید
به پارکی بروید و روی نیمکت پارک نشسته و به دقت به اطراف خود نگاه کنید. هنر شامل همه چیز است. استخر بیضی شکل، آفتاب تابیده بر اطراف، درختان و حتی برگهای آنها نیز همگی سایه روشن‌های گوناگونی دارند. هیچ دو گلی شبیه هم نیست، حتی در اندازه، رنگ و شکل. اگر به دقت نگاه کنید و از ته دل علاقمند شوید به راحتی می‌توانید هنرمند طبیعت شوید. شک نکنید که شما نیز به راحتی می‌توانید هنرمند شوید.
 
گام چهارم: به درختان در نور خورشید نگاه کنید
توجه و دقت داشته باشید که برگها دارای رنگهای گوناگونی هستند. ملاحظه کنید که به کدام سمت برگ آفتاب تابیده و چه تغییری در ظاهر آن ایجاد کرده است. به همان درخت ساعاتی بعد نگاه کنید و توجه داشته باشید که ظاهر برگها بدون تابش خورشید چگونه است. به غروب خورشید بنگرید و طیف‌هاب گوناگون رنگی را ملاحظه کنید. در واقع با دقت و توجه به اشیاء "نگاه کنید" و در دفتر طراحی خود آن را بکشید.
 
گام پنجم: نگرش هنرمندانه‌ی خود به طبیعت را گسترش دهید
درباره‌ی رنگها، سایه روشن‌ها و چگونگی به کار بردن آنها در نقاشی مطالعه کنید. کارتهای رنگی از طیف‌های رنگی مختلف خریداری کرده و با کنار هم قراردادن آنها ترکیبات و همنشینی رنگها را مشاهده و تجربه کنید. این نمونه‌ای است از صدها تکنیکی که باید بر آن مسلط شوید.
 
گام ششم: چشمان خود را به دیدن گوناگونی فرمها و اشکال عادت دهید
سعی نکنید که هرآنچه می‌بینید را کاملاً شبیه به آن رنگ کنید. هر چیزی که می‌بینیم همانی نیست که به چشم ما می‌آید. رنگ سفید، خود دارای سایه روشن‌ها و طیف‌های مختلفی است، و یا رنگ قرمز، خود دارای درجات گوناگونی از قرمزی است. پوست سیاه انسان به واقع سیاه نیست، و یا پوست سفید واقعاً سفید نبوده و دارای طیف‌های مختلفی از صورتی، زرد، آبی و ترکیبی است از همه‌ی آنها.
 
گام هفتم: گوشهایتان را به خوب گوش کردن عادت دهید
فقط کمی تمرکز لازم است تا صداهای اطرافمان را به خوبی گوش کنید. به جای شنیدن، گوش کنید. به زیر و بم صداها و بلندی و کوتاهی آن دقت کنید. گوش دادن را از طبیعت شروع کرده و با موسیقی‌های کلاسیک ادامه دهید. برای عادت کردن به هر چیز باید کمی صبر کرد. لذت بردن از موسیقی‌ کلاسیک، نیازمند تحمل و بردباری است.
 
گام هشتم: به سایت‌ها و وبلاگهای مرتبط با موضوع هنری مراجعه کنید
سایت‌ها و وبلاگهایی را درباره‌ی هنرمندان، شیوه‌ها و سبک‌های هنری، طراحی و نقاشی جستجو کنید. هنرمند شدن آنچنان هم سخت نیست. شما می‌توانید به آرزوی هنری خود در مورد آنچه که به آن علاقمندید تحقق ببخشید. در مورد هنرمندان و آثارشان مطالعه کنید و تحلیل آثار هنری را بخوانید و بیاموزید.
 
گام نهم: خود را در معرض هنرهای بزرگ قرار دهید
از گالری‌ها و موزه‌ها دیدن کنید و کتب مربوط به هنر و طراحی را مطالعه کنید. با نگاه موشکافانه به آثار برتر هنری می‌توان از اساتید برجسته هم آموخت. از آثارشان تقلید و کپی‌برداری کنید و یا سعی کنید موضوعات و فنون بکار رفته در آثارشان را در کارهای خود مورد استفاده قرار دهید.
 
گام دهم: هنر مورد علاقه و پسند خود را بیابید
به دیدن و ارتباط برقرار کردن با سایر هنرها نیز بپردازید. به بناهای تاریخی به دید خریدار بنگرید. به آثار سینمایی به دید بیننده‌ای کنجکاو نگاه کنید. موسیقی را با گوش‌هایی تیزبین و روحی سرشار از پذیرش گوش دهید. تصمیم بگیرید که کدام گونه از هنر مورد علاقه و پسند شماست. انتخاب درست این کار مستلزم آن است که از کنار هیچ اثر هنری بی‌تفاوت نگذرید.
 
چند نکته:
1.       توجه داشته باشید که هیچ کس هنرمند به دنیا نمی‌آید. آنهایی که هنرمند می‌شوند واقعاً انسانهای خوشبختی هستند. هنر با عشق و علاقه‌ی ما بارور می‌شود.
2.       نقاشی‌ها از طریق احساسات هنرمندان نسبت به موجودات اطرافشان آفریده و بالنده می‌شوند. هیچ دو انسانی شبیه یکدیگر نیستند. هیچ دو هنرمندی هم شبیه یکدیگر و به یک شیوه نقاشی نمی‌کنند زیرا به یک دید به رنگها نگاه نمی‌کنند.
3.       بیشتر هنرها همانند نقاشی نیازمند رنگ نیستند. حتی هنری می‌تواند با استفاده از یک دوربین عکاسی تحقق یابد.
4.       هنر با آفرینشی شایسته و به جا آموخته می‌شود و گسترش می‌یابد.
5.       به خاطر داشته باشید هنرمند شدن تنها در خوب طراحی کردن خلاصه نمی‌شود بلکه به میزان شور و هیجانی که از قِبل آن حاصل می‌شود نیز بستگی دارد.
6.       هنرمند یاد می‌گیرد احساسات خود را موشکافانه بشناسد و می‌آموزد که چگونه آنها را در قالب یک اثر هنری بگنجاند.
7.       خط خطی کردن واقعا کمک می‌کند به روشن‌بینی شما. زمانیکه بی‌پروا می‌کشید، کمک می‌کند که مهارت خود را بهتر متوجه شوید.
8.       در طول زمان دید شخصی شما نسبت به جهان پیرامونی‌تان همانند یک هنرمند شکوفا شده و تغییر می‌کند.
9.       طراحی‌های قبلی‌تان را نگهداری کنید تا با دیدن روند پیشرفت خود دلگرم شوید.
10.   به هنر، خوبِ خوب نگاه کنید، به ویژه به هنرهای متعالی. احساسات خود را رها کنید و از آنچه در طبیعت و زندگی است و یا آفریده‌ی دست بشر است لذت ببرید. چیزی که به آن بسیار نیازمندید "هنرِ لذت بردن" است برای "هنرِ لذتْ آفریدن".
 


موضوع مطلب : خلاقیت
موضوعات
امکانات جانبی

音符の足跡ブログパーツ

[PR] 無料で面白タイピング!

خطاطي نستعليق آنلاين

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

Online User
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای هنر وخلاقیت محفوظ است